أبو علي سينا

مقدمه 25

رساله نفس ( فارسى )

الى نفسه « بانا » مغايرة لجملة اجزاء البدن فهو شيء وراء البدن » « 1 » همچنين وقتى كه آدمى از خود صحبت مىكند ، يا به ديگرى خطاب مىنمايد ، منظور او از خود يا مخاطب ، نفس اوست نه جسم ، مثلا : اگر گوئى بيرون رفتم يا خوابيدم ، هيچ‌گاه حركات پاها و بهم گذاردن چشمها بخاطرات خطور نمىكند ، بلكه قصد و مراد تو تمام شخصيت تو مىباشد . اين نكتهء باريك را شيخ به اين طريق بيان مىكند : « ان الانسان اذا كان منهمكا فى امر من الامور فانه يستحضر ذاته حتى انه يقول فعلت كذا او فعلت كذا و فى مثل هذه الحالة يكون غافلا عن جميع اجزاء بدنه و المعلوم بالفعل غير ما هو مغفول عنه فذات الانسان مغايرة للبدن » « 2 » . فكر شخصيت و نظريهء « من » كه امروز تحت عنوان « Ideedumoi » مورد بحث و فحص علماى روان‌شناسى واقع شده است ، ازين بيان شيخ راجع بوحدت آثار و اعمال نفس كاملا ظاهر و هويدا مىباشد . در نظر ابن سينا « من » يا شخصيت ، مربوط بجسم و ظواهر آن نيست ، بلكه مراد از شخصيت ، نفس انسان است كه با وجود اختلاف در ظواهر و آثار آن ، يك نوع انسجام و تناسق ميان همهء آنها موجود است و تمام آنها كاشف از قوه‌ايست كه حاكم و مسلط بر همهء اين آثار و ظواهر مىباشد ، بعبارت روشن‌تر حالات نفسانى با اينكه متنوع و متباين هستند ، همه تابع و مطيع نظام و ترتيبى خاص مىباشند و همهء آنها بدور يك مركز ثابت مىگردند و بمبدئى اتصال دارند كه ثابت و تغييرناپذير است ؛ چنان كه هنگامى كه حالات مختلف روحى از غم و شادى و رغبت و نفرت و مهر و كين بما دست مىدهد ، به خوبى در مىيابيم كه در همهء

--> ( 1 ) - ابن سينا ، « رسالة فى معرفة النفس الناطقة و احوالها » ، ص 9 - 10 . ( 2 ) - ايضا : « رسالة فى معرفة النفس الناطقة و احوالها » .